تبلیغات
دلنوشته های یک نسل سوخته - پیدایم کن....
شنبه 13 تیر 1394

پیدایم کن....

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :شعر ،

با تو نگفته بودم از گریه های هرشب
عشقت نشسته بر دل

جانم رسیده بر لب
جانم رسیده بر لب 

من بی تو سرگردان من بی تو حیرانم
شرحی ز گیسویت حال پریشانم
بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را

پیدایم کن
شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا
پیدایم کن
شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا

بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را
چشمی بگشا بشکن شب را
تا با تو بگذرم از این همه غوغا

پیدایم کن
شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.