یکشنبه 15 بهمن 1391

مدتهاست

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دلتنگم برای کسی که مدتهاست بی آنکه باشد هرلحظه زندگی اش کرده ام .....


دل تـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـت …!

یـــــک دل …!یـــــک  آســـمــــان …!

یـــــک  بــــغـــض…!

و آرزو هــــای تــــــرک خـــــورده

بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی



جمعه 30 آبان 1393

زیر بارون

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

ی جایی از روزگار 

جوونیمو زیر بارون جا گذاشتم

ب امید ......

سپیدپر


چهارشنبه 28 آبان 1393

سایت محترم رنگریز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

سایت محترم رنگریز
از این همه دعوت عضویت شما سپاس
چندین بار اومدم کامنت بذارم ک لطفا دعوت نکنین
متاسفانه فقط باید عضو شد تا بشه کامنت گذاشت
من اهل هیچ شبکه و گروهو اینا نیستم 
و تمایل عضویت هیچ گروه رو ندارم
شماهم جون مادرتون دیگه اصرار نکنین 
تشکر 
سپیدپر


چهارشنبه 21 آبان 1393

گاهی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بیا گاهی به خودت دروغ بگو، 
چند دروغ ساده، 
مثل من خوبم، 
آرامم، 
خوشحالم...
بیا گاهی اشتباه کن اشتباه بنویس، خواهر،خواستن،خواهش را بدون " واو " بنویس، ترس را با هر " ط/ت " که دوست داشتی، بنویس و ببین که آب از آب تکان نمی خورد،
که زندگی راه خودش را می رود،
که چرخ زندگی با اشتباه تو نمی ایستد...
اصلا بیا گاهی خودت را به کوچه علی چپ بزن توی کوچه علی چپ قدم بزن, راه برو, سوت بزن, نگو یکبار باختم تعطیل،
دیگر بازی نمیکنم،
زندگی با این باختن ها، این افتادن ها، زمین خوردن هاست که زندگی می شود،
خطر کن بی پروا، 
سر چیزهای بزرگ زندگی،
کارت،
اعتبارت،
جانت حتی، اینهمه احتیاط که چه؟ که خط نیفتد روی شیشه ی دلت؟؟؟...
بیا یکبار بی هدف، 
بی نقشه، 
بی قطب نما راه بیفت، 
بی توشه حتی، 
برو ، بباز، نرس، نترس، بازی کن، آنقدر تا چیزی برای باختن نماند،
تا از دست دادن عادت شود و باختن پالایش روح...
باور کن زمین خوردن جزیی از زندگیست,
بازی کن...
که با این بازی کردنها بزرگ میشوی، قد می کشی و لذت میبری.

زندگی کن با لذت!!!"


دوشنبه 19 آبان 1393

حسابشون بمونه با خدا

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

از آدم هایی ک روراست نیستن بدم میاد
همونایی ک ظاهرشون یجوره
اما باطنن یجور دیگن
از همونایی ک دم از دوستی و صفا میزنن
و تا بخوای زیر آب تو میزنن
خدا میدونه نه بد کسی رو خواستم 
نه به کسی بد کردم 

اما.....
عیب نداره بماند
چ دنیای واقعی چ دنیای مجازی 
کم ندیدم !!!
براشون بازم آرزوی موفقیت میکنم 
حسابشون بمونه با خود خدا



پ ن : جریانش از  پارساله و من خوشبین تازه فهمیدم!!!
جالب بود این همه ریا تو دنیای مجازی!!!
آخرش ک چی اینجا همه غریبه همه از جاهای مختلف!!
دیوار کوتاهتر از وبم و خودم نبود????
خسته نباشین 
البته روی سخنم با دو دوست عزیزیه!!!! ک خودشون میدونن
جسارتی بدیگر دوستان نیست



سپیدپر


یکشنبه 18 آبان 1393

غم انگیز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

غم انگیز است پاییز 


و غم انگیزتر وقتی تو باشی 


و من برگها را با خیالت تنها قدم بزنم

.





یکشنبه 18 آبان 1393

گفت

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

گفت من هستم
گفت مثل کوه پشتتم
گفت مراقبتم
گفت 
اما
فقط گفت
من موندمو حرف و عمل
بهمین سادگی 
بازی کلمات شروع شد !!!
کلماتی ک هیچ وقت عملی نشد
!!!!


اینم بماند


سپیدپر


شنبه 17 آبان 1393

معجزه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

خدایا 
ی معجزه لطفا
ب باورم شک کردم
خودت دریاب
جز تو کسی پشتم نیست
منو تنها نذار

سپیدپر


پنجشنبه 15 آبان 1393

مهربانو و مهربان

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

متن زیبایی بود حیفم اومد دوستای خوبم رو سهیم نکنم
تقدیم ب همه مهربانو و مهربان های دنیای مجازی و واقعی

سپیدپر


"در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند
 اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند 
یعنی کسی که مهر خلق میکند
 و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر .....
همدیگر رو با این کلمات پرمعنا صدا بزنیم ..
."مهربانو " همسر ، مادر، دختر، خواهر، دوست،
 "مهربان" همسر، پدر، پسر، برادر، دوست....
حال تو چه مهربانویی یا مهربان ،
 این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن
 تا ریشه عشق سیراب شود ....."


پنجشنبه 15 آبان 1393

بارون برف تگرگ

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دل آشوب ک باشی
نه خوابت میبره نه میل خوردن داری
کلا همه جوره درهمی
حواست پرته وانگار هستی اما نیستی
مثل این روزای من
تصمیم گرفتم بنویسم 
از حرفای نگفته 

دیروز صبح خیلی زود زود رفتم تهران
تجریش
قرار همیشگی
آخرین بار ی افطار خداحافظی اومده بودم
یبارم ی نذر بود نذری مهم ک فقط اومدم پخش کردم و رفتم
اما دیروز
وقت داشتم 
بغض داشتم
بارون میبارید برف میومد 
تگرگم بود 
من فقط پیاده رفتم امامزاده نرفتم گرو نگهداشتم هفته دیگه
فقط پیاده رفتم همراه بارون و برف و تگرگ
خیس خالی شدم 
چقد بارون آشنا دلچسب بود 
چقد دلتنگ بودم
بارون آشنا با بارون شهر غریب خیلی فرق داشت

امیدوارم هفته دیگه ک میرم بارون بباره 
و من .......

بارون سبکم کرد و امر بسکوت 
ک نگم ک ننویسم
سکوت 

پ ن :  و تو در تمام لحظات کنارم بودی میفهمی کنارم ,
جای تموم نبودنهات ......

سپیدپر


سه شنبه 13 آبان 1393

شاید

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

برای نوشتن نگفته ها 

باید شروعی,زمینه ای,.....

شاید باید بنویسم 

شاید 

ب نوشتنی طوفانی فک میکنم 

شاید نوشتم تا ......


سپیدپر


سه شنبه 13 آبان 1393

چه آسان

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

چه آسان میتوان از یادها رفت

!!!!


یکشنبه 11 آبان 1393

خدای احساس

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

خدای احساس 

حضرت عباس 

دریاب

ایام تسلیت

سپیدپر


یکشنبه 11 آبان 1393

باید......

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

باید باور کنیم
"تنهایی"
تلـخ‌ترین بلایِ بودن نیست،
چیزهای بـدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای
که در خـلـوتِ خـانه، پـیر می‌شوی...
و سال‌هایی
که ثانیه به ثانیه از سَر گذشته است.
تازه،
تازه پِی می‌بریم
که تنهایی، تلخ‌ترین بلایِ بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن!
دیر آمدن!

چارلز بوکفسکی


شنبه 10 آبان 1393

آسمون دلگیر

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

آسمون دلگیر غریبه  
ببار
همراهیت میکنم 
بالاخره میگذره
سپیدپر



پ ن : ممنون ک باریدی 


سه شنبه 6 آبان 1393

دلم ک میگیره

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

وقتی دلم میگرفت
دعای بارون زمزمه میکردم
بارون ک میبارید 
زیر بارون قدم میزدم 
آروم میشدم
سبک میشدم
حتی...حتی اگه
زبر بارونم نمیشد 
تو خونه 
صدای بارون ,بوی بارون
آرومم میکرد
اما ...اما حالا دلم ک میگیره
بارونم ک میباره 
دق میکنم
از غربت , از دوری
از انتظار
از بغض

سپیدپر


پ ن : ایستملی ممنون 
حس میکردم  معنیش قشنگه


یکشنبه 4 آبان 1393

بیا تا برویم

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم




جمعه 2 آبان 1393

غروب غریب

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بیقراری و دلتنگی 
کم بود 
غربتم اضافه شد
غروبهای غربتم سخته
مخصوصا غروبهای جمعه
هوای حوصله م بارانی که نه
طوفانیست!!
تحمل ,آرامش ظاهری,بغض در گلو مانده
و ....
سپیدپر


پنجشنبه 1 آبان 1393

بارون شهر جدید

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

بارون  شهر جدید !
خیلی غریبانس !
دلم برای تجریش ,
بارون 
من 
تو 
یراه بی پایان
یدنیا حرف نگفته
تنگ شده میفهمی تنگ !
سپیدپر


پ ن :  ایستملی باجبی کم پیدایی اهنگ وبمو شنیدی معنیشو نمیدونم 
اما میدونم تو میدونی


سه شنبه 29 مهر 1393

دلتنگی!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

تازگیا ب این نتیجه رسیدم
دلتنگی آرام آرام 
آدمو نابود میکنه
دیگه کار از نا آرامی گذشته
تجربه کردم
بارون این چنروز .....
امیدوارم سویی برای چشمام بمونه
از پیچ جاده ک گذشتی ببینمت
منتظر همیشگی
زیر بارون


سپیدپر


یکشنبه 27 مهر 1393

عشق

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

عشق کلمه نیست تا در بازی جمله ها استفاده بشه
عشق حسیه  ک باید درکش کنی
براش خطر کنی
حتی اگر دور باشه
گم باشه
اصلا نباشه
اما وقتی از ته دل حسش کردی
آرامش گرفتی
اونوقته ک عشق مقدس میشه و
 حاضری براش بمیری


سپیدپر


شنبه 26 مهر 1393

پاییز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

ﺩﺭﻭﺩ ﻟﺤﻆﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ پاییز
بیچاره پاییز...
دستش نمک ندارد...
این همه باران به آدم ها می بخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند.
خودمانیم ...تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل "بهار" خودگیر باشد تا شب عیدی زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...
سیاست "تابستان "هم ندارد که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد ولی از پشت خنجری سوزناک بزند.
بیچاره .....
بخت و اقبال "زمستان" هم نصیبش نشده که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد .
او "پاییز" است رو راست و بخشنده...ساده دل
فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدم ها بریزد ...روزی.. جایی...لحظه ای... از خوبیهایش یاد می کنند.
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمی گذارند.. عادت ادم ها همین است ..یکی به این پاییز بگوید آدم ها یادشان می رود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...
دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگ هایت میگذارند و می گذرند تنها یادگاری که برایت می ماند... "صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست"....!


شنبه 26 مهر 1393

آدمها

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

آدمها به اندازه کمبوهایشان
دیگران را آزار میدن

!!!!


پنجشنبه 24 مهر 1393

بارون غریبه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

غریب باشی
غریبه باشی
جایی رو بلد نباشی
آسمون ابری باشه
غروب پنجشنبه م باشه
دلتم پر باشه
بارونم بباره
اونم ی بارون غریب 
توی ی مسیر غریبه تر
فقط خودت باشی و چشمای خیس منتظر
!!!!!
......

خودم میدونم چ حسی داره

خاطرات خیس خورده

تشکر آسمون بارونی
 
سپیدپر


پنجشنبه 24 مهر 1393

مردد

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

سهراب گفت
چشمها را باید شست ,جور دیگر باید دید
اما وقتی مردد شدی
ب این فکرم
چشمها را باید بست 
خیلی چیزا رو ندید
بازم خودم 
اقلا میدونم با خودم چند چندم
این نیز بماند


سپیدپر


پنجشنبه 24 مهر 1393

فقط سکوت

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دیدین بعضی آدما با خودشونم صادق نیستن !
حتی برای خودشونم تظاهر میکنن !
و وای بروزی ک حقایقی رو بگی 
و چنان صحنه سازی کنن ک باورت بشه 
حقیقت جور دیگه ست !
در برابر همچین آدمایی فقط باید سکوت کرد!
فقط سکوت


سپیدپر


چهارشنبه 23 مهر 1393

آسمون ابری

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

تو فصل برگای زرد
!!!!!
هیچی بقیش بماند


آسمون ابری !
چرا نمیباری?????!!
سپیدپر


سه شنبه 22 مهر 1393

حسین پناهی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ :
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ " ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ !!...
" ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...
ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!...
ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ...!!
ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ




پ ن :  روحش شاد
دقیقا  
سپیدپر


سه شنبه 22 مهر 1393

اما....

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

پاییز برگریز عاشق 
همراز روزهای بیقراری
جمع خوبی بودیم
ابر , بارون , من , تنهایی
تا اینکه.....
لعنت بفاصله
.....
بعضی وقتا حرف زیاده
اما
کلمه ای برای بیان 
پیدا نمیشه
مثل الان

همین

سپیدپر


پ ن :  چقد خوبه اگه حرفی هم هست راحت بشه حرف زد 
نکه با برداشتهای شخصی دیگران محکوم بسکوت شد!!!!!


یکشنبه 20 مهر 1393

عید علی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

عید علی 


عید ولایت مبارک



سپیدپر


شنبه 19 مهر 1393

امروز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

پست گذاشته بودم اینجا 
یعنی کی پاکش کرده!!!!!


تعداد کل صفحات: 35 1 2 3 4 5 6 7 ...