دوشنبه 16 بهمن 1391

مدتهاست

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دلتنگم برای کسی که مدتهاست بی آنکه باشد هرلحظه زندگی اش کرده ام .....


دل تـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـت …!

یـــــک دل …!یـــــک  آســـمــــان …!

یـــــک  بــــغـــض…!

و آرزو هــــای تــــــرک خـــــورده

بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی



دوشنبه 30 تیر 1393

مرگ اعتماد

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

مرگ اعتماد وقتی اتفاق میوفته
که 
نمیشه بحرفات اعتماد کرد
حیف هیچوقت نه میخونی نه میفهمی
که بد کردی
همین
سپیدپر


چهارشنبه 25 تیر 1393

تو مسوولی!!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:
تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئولی... مسئولی در برابر اشکهایش، در برابر غمهایش، در برابر تنهاییش... 
اگر روزی فراموشش کردی دنیا به یادت خواهد آورد...

گاهی باید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید، 
تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد! 
گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت
 تا بدانند که اگر ماندی رفتن را بلد بوده ای! 
گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت گذاشت
 تا آنرا کم اهمیت ندانند! 
گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمی داند! 
و گاهی باید به آدمها از دست دادن را متذکر شد! 
آدمها همیشه نمی مانند یکجا در را باز میکنند و برای همیشه می روند...
گاهی یک نفر 
با نفس هایش
بانگاهش
باکلامش
با وجودش
با بودنش....
بهشتی میسازد از این دنیا برایت
که دیگر بدون او
بهشت واقعی را هم نمیخواهی...


سه شنبه 17 تیر 1393

خداحافظ تهران

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

هنوز دو روز مونده اما شاید چن روزی نتونم بیام نت
محض خاطره مینویسم بمونه یادگاری!
تهران رو با همه خوبی و بدیهاش
خاطرات کودکی
آسمون ابریش
میعاد گاه همیشگی
امامزاده صالح و تجریش
پیاده روی های یکنفره
و خلاصه همه خاطراتش رو
میذارمو میرم یجای دیگه
ی شهر دیگه!
چاره ی نیست شرایط حکم ب کوچیدن داده
خدا کنه آسمون زندگیم این رنگ باقی نمونه!
خداحافظ تهران
همین
سپیدپر



یکشنبه 15 تیر 1393

رویاهایم

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

رویاهایم درختان سبزی ست
که هرس میشوند به اجبار
همین


جمعه 13 تیر 1393

بارون*

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دیشب تا صب!
بارون مببارید !
اونم چه بارونی!
حتما خبری میرسه!
میدونم
همین
سپیدپر


پنجشنبه 12 تیر 1393

آغاز بودن

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

محمد امینم

آغاز بودنت مبارک



مامان


دوشنبه 9 تیر 1393

گاهی وقتا

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

گاهی وقتا 
دلت میخواد بنویسی !
مثل الان 
یه خط دو خط
یه صفحه دو صفحه
یه عالمه !!
اندازه همه لحظه هایی که بی تو گذشت !
اما وقتی نوشتی یهو به این نتیجه  میرسی 
وقتی خودت نیستی
نوشته ات چه ی خط چه یه طومار 
چ فایده ای داره؟
چون هیشکی نمیدونه این نوشته ها یعنی چی؟
پس مجبور میشی پاک کنی !
تا وقتی دیگر 
که قلم بدست بگیری و باز بنویسی!
یه خط دو خط
...
....
...

همین 
سپیدپر


یکشنبه 8 تیر 1393

به حرمت اولین افطار

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

خدایا
معبودا
پروردگارا
بحرمت اولین افطار 
آرزوهای خوب همه عزیزان رو اجابت فرما

آمین

رمضان مبارک

سپیدپر


شنبه 7 تیر 1393

دیروزها!!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دیروزهای تاریخ گذشته گرچه گذشته!
خاطرات دیروزها گرچه گذشته!
میگن گذشته ها رو باید گذاشت, و گذشت!
اما هرجور فک میکنم نمیتونم از تو بگذرم!
امروزهایی ک ب امید فرداها
دیروز ها شد
تو مسوولی! مسوول همه روزهایی که فقط گذشت!
و دیروزها! شد
 من از تو نمیگذرم 
همین
سپیدپر


جمعه 6 تیر 1393

قول!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

گفته بودم نسیم
قصه بودن مونو
بهمه جا میبره
روزگار حسود طولانی ترین!
مسیر رو پیش پامون گذاشت!
گفتی میگذره!
راه و چاه رو بلدی
از این سخترم باشه !
بازم راهو بلدی
اما حالا چشماتو بستی!
حتی یادت نیست
قولت چی بود
.....
اما
تو برمیگردی
همین روزا
منتظرم
سپیدپر


پنجشنبه 5 تیر 1393

تردید!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :شعر ،


وقتی می بینی خودت داره کلافه ات می کنه،

 از خودت پاشو خودت باشو و سفر کن با خودت

هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کن، 

شاخه تو بر دار و تمرینِ تبر کن با خودت


چهارشنبه 4 تیر 1393

ی آدم دیگه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

اینروزا!
روزگار 
آدما
طوری میشکندت!
ک وقتی تکه هاتو میچسبونی
شدی ی آدم دیگه!
همین
سپیدپر


چهارشنبه 4 تیر 1393

حرف !!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

آدم یا حرفی نمیزنه!
یا اگر حرف زد پای حرفش وامیسته
اما 
اما حرف زدی
ولی پای حرفت نموندی
این رسم معرفت نبود
اعتماد شکسته یعنی همین
سپیدپر


دوشنبه 2 تیر 1393

چشم من

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :شعر ،

چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیرگریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
 


یکشنبه 1 تیر 1393

هیس!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بعضی وقتا حرف زیاده
اما
باید بگی هیس!!!!!
گوش شنوا خوابیده !
ممکنه بیدار بشه!!!
همین!
سپیدپر


یکشنبه 25 خرداد 1393

میگذره

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

روزایی که میگذره

روزاییه که  فقط میگذره

بدون هیچ فراز و نشیبی!

بدون هیچ خبری!

بدون هیچ....

همین
سپیدپر


جمعه 23 خرداد 1393

قصه جدید

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

قصه بودن تو هیچ دردی رو دوا نکرد
.
.
.
.
.
بلکه
.
.
.
قصه جدید پر دردی رو شروع کرد 

که نه درمانی داره نه تسکینی

تو نه نویسنده خوبی هستی

نه تکیه گاه خوبی

فقط بازیگری اونم ناشی!!!!

همین

سپیدپر



جمعه 23 خرداد 1393

محاکمه تقویم

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

موندم اگه روزی قرار باشه
تقویمو محاکمه کنن چطور از خودش 
دفاع میکنه
روزگار که پارتیش زیاده بی جواب میگذره
اما تقویم !!!!!
واقعا این همه انتظارو چطور جواب میده؟
همین
سپیدپر


سه شنبه 20 خرداد 1393

بقول فامیل دور!!!!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

یه جایی میرسه که
دیگه حسش نیست غصه بخوری
غصه رسما ترو میخوره!!!!!!!!!!


الان همون جاست!!!


جمعه 16 خرداد 1393

سایه!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

اگر دیدی سایه ی آدم های كوچك، بزرگ ،به ظاهر سنگین شده،

نگران مباش ! در سرزمین چنین آدمهایی ...

آفتاب در حال غروب كردن است .

همین!


شنبه 10 خرداد 1393

آدمها!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

آدمها به اندازه

 "ناگفته هایشان" 

از هم دور میشوندنه به اندازه

 " قدمهایشان"

همین!


سه شنبه 6 خرداد 1393

با نمک!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

زخمهای هدیه روزگار ب طعنه!
بهم گفتن ! چقد اطرافیانت!
با نمکن!!!!
همین
سپیدپر


یکشنبه 4 خرداد 1393

تکه ای از خودت!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

یادت باشه!

هیچ وقت یکی را

با همـه وجودت دوست نداشته باش!

یک تـکّه از خودت را نگه دار!

برایِ روزهایی که هیچ کَس را

به جز خودت نداری !

........

همین!


شنبه 3 خرداد 1393

اتفاقی !!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

امروز یکی از دوستای دوران دبیرستان!
بعد سالها اتفاقی از طریق یکی از سراهایی که کلاس داشتم
 شمارمو پیدا کرد!
بهم زنگید!
اولین جمله ای که گفت ازم پرسید 
دلت پره آسمون میباره!
اونم یادش بود وقتی چشمام بارونیه 
آسمونم میباره
!!!!!
خدایا به قطره قطره های بارون قسمت میدم
دریاب
سپیدپر


جمعه 2 خرداد 1393

بارون اینروزا.....

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بارون 

اینروزا بهترین همراهی

خدایا دریاب

اینروزا
.......
همین
سپیدپر


پنجشنبه 1 خرداد 1393

بعضی وقتها خوب است

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،


بعضی وقتها خوب است به خودمان یاد بدهیم 

بعضی جملات میسوزانند و می کشند!

بعد از ادای کلمات لازم نیست جنازه تحویل بگیرید

 تابفهمید چه کرده اید...

آدمها بعد از شنیدن بعضی از جملات

 از درون ذره ذره میمیرند...!


چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393

بارونم میدونه!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بارون هم میدونه!
خدایا از دیروز بارونم میدونه
 باید پا ب پای من بباره
قسم ب قطره قطره بارون
اجابت کن
آمین
سپیدپر


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

ب ا ر ا ن

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

باران که ببارد
......
باز هم 
....
بماند 
.....
سپیدپر


دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

یادش بخیر

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

یادش بخیر
خاطرات رو میگم
روزگاری بود  اما گذشت
گفت همراهه,همسفره,همدرده,همرازه 
اما
.....
این جاده تنهایی احتیاج 
ب رفیق نیمه راه نداشت.
....
همین
سپیدپر


یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

معجزه خاموش!!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :شعر ،


طعم خیس اندوه , اتفاق افتاده ،
 یه اه خداحافظ ، یه فاجعه ساده ، 

خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد 
یه سایه شبیه من ، پشت پنجره پژمرد

ای معجزه خاموش ، یه حادثه روشن شو ، 
یه لحظه فقط یه اه همجنس شکفتن شو

از روزن این کنجه خاکستری پر پر ،
 مشغول تماشای ویرون شدن من شو

برگرد به برگرشتن از فاصله دورم کن 
یه خاطره با من باش یه گریه غرورم کن

از گر گر بی رحمه این تجربه من سوز
پرواز رهایی باش به ضیافته دیروز

به کوچه که پیوستی شهر است و لبا لب شد 
لحظه اخر لحظه شب عاقبت شب شد

اغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود 
راهی شدنه حرفه نقطه چین پایان بود




تعداد کل صفحات: 33 1 2 3 4 5 6 7 ...