یکشنبه 15 بهمن 1391

مدتهاست

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دلتنگم برای کسی که مدتهاست بی آنکه باشد هرلحظه زندگی اش کرده ام .....


دل تـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـت …!

یـــــک دل …!یـــــک  آســـمــــان …!

یـــــک  بــــغـــض…!

و آرزو هــــای تــــــرک خـــــورده

بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی



سه شنبه 30 دی 1393

افتخارم ،برومندم

   نوشته شده توسط: سپیدپر    







برومند پسرم 
محمد امینم

بهت افتخار میکنم




مامان





فروردین 93 مسابقات روبوکاپ ایران اوپن 
مقام سوم  تیمی کشوری

گرچه خیلی کم لطفی کردن برای تقدیر 
(امروز 30/10/93)
هم تاخیر هم ...
بماند



ب امید مقامهای بهتر 


دوشنبه 29 دی 1393

من بی خود!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

خودم مدتهاست گم شده!!
ندیدی!
شدم یک من بی خود!!!!



سپیدپر


یکشنبه 28 دی 1393

گریه نکن

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

به من نگو گریه نکن این لحظه های عمرمه 
که قطره قطره آب میشه
وقتی میگی دوست دارم انگار زمینو آسمون
 رو سر من خراب میشه
بیذارم از عشق بیمارم از عشق من عاشق تنهایی 
و این خلوت تنهای خویشم
از من گذشته دیوونه بازی دلبسته میخونه
 و این حالت شبهای خویشم

جز غم ندیدم در سراب زندگانی
 نقش فریبی بوده آن شور جوانی
کو آن بهارو قصه های عاشقانه 
من از بهار خود ندیدم جز خزانی
من نغمه باران سردم
 تصویری از فریاد دردم
وامانده ای در غربت تاریکیه فردای خویشم
درمانده ای با این دل دیوونه ی شیدای خویشم

ای خالق یکتای من پیدای ناپیدای من 
در این نیازه بی نیازی
ای خدا تو یار من باش من گمشده در نیمه راه عمر 
خود غمخوار من باش
در این دیار بی کسی آواره از.ماوای خویشم
از سرگذشتم خسته ام در ماتم دنیای خویشم
به من نگو گریه نکن این لحظه های عمرمه
 که قطره قطره آب میشه
وقتی میگی دوست دارم انگار زمینو آسمون
 رو سر من خراب میشه
بیذارم از عشق بیمارم از عشق من عاشق تنهایی
 و این خلوت تنهای خویشم
از من گذشته دیوونه بازی دلبسته میخونه
 و این حالت شبهای خویشم


عارف


دوشنبه 15 دی 1393

کمی. !!!!نه خیلییییییییی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دلم کمی خدا می خواهد...
دلم!!!
تمام شدن می خواهد
از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه، سرخط
آنگاه دیکته تمام شود
و من دیگر آغاز نشوم...
دلم کمی خدا می خواهد
کمی سکوت
دلم دل بریدن می خواهد
کمی اشک
کمی بهت
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این جنس آدم...


یکشنبه 14 دی 1393

می آیی????

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

آسمون ابری 
هوای بارونی
پیاده روی در مسیری غریب
حس غریبی بود
بازم صبر
بازم انتظار
واقعا بعد این همه انتظار 
می آیی??????


سپیدپر


جمعه 12 دی 1393

کمی!!!!

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

خدایا
کمی آرامش 
لطفا

سپیدپر


شنبه 6 دی 1393

این قصه خیسه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

من

تو

بیگناه

گناهکاریم



سپیدپر


شنبه 6 دی 1393

من ابرم تو بارون این قصه خیسه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    


حیف روزایی که بی تو به سر شد         حیف  شب هایی که بی من سحر شد

تو بی من تنها من از تو تنهاتر              حیف این عمری که تنها حروم شد

من سردم تو سردی دل نیمه جونه        می سوزه می سازه درب و داغونه

می لرزه حتی با چیک چیک اشکام        مثل گنجشکی که زیر بارونه

لبهامون لبخند عشق و کم داره             دلگیرن روزامون لحظه غم واره

دستاتو نذرم کن خیلی محتاجم             پاییزم می ریزم رو به تاراجم

آه

من ابرم تو بارون این قصه خیسه          خورشید و برگردون این جا قدیسه

اعجاز بارون و باور کن وقتی                 می خواد این احساس و از نو بنویسه

من ابرم تو بارون این لحظه نابه               این لحظه مخصوص  ماه و مهتابه

بیدارم یا اینکه می بینم خوابم                  کی نیلوفر سهم قلب مردابه

این جا قلب آدما بی فانوسه                رویاشون رویا نیست عین کابوسه

این جا چشماشون تو گریه می پوسه           من جایی می خوام با تو قد بوسه

ما دستامون با هم دنیا می سازه                    بی سقف و بی دیوار و بی دروازه

ما با هم هستیم و با هم می میریم                      بپر با من بپر وقت پروازه


شنبه 29 آذر 1393

هنوز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

دنبال چیزی که مال تو نیست نرو
که مثل من دچار هنوز می‌‌ شوی
من هنوز کنار پنجره می‌‌ ایستم
غروب را نگاه می‌کنم
میان این همه آمدن و رفتن ها
هنوز منتظر آمدنش می‌‌ مانم ...


{ امیر وجود }


چهارشنبه 26 آذر 1393

دل ک میگیرد

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

دل‌ که می‌‌گیرد
خواهی‌ ، نخواهی
چشمانت به اعتراض سرخ می‌‌شوند
و تو خوب می‌‌دانی‌
این روزها از همیشه عاشق تری
و در هجوم ای کاش‌ها خیس می‌‌شوی و
سکوت می‌‌کنی‌
که چشمانت معلوم حالت می‌‌شود
و خوب میدانی‌
این فاصله با هیچ اشکی پر نمی شود
حالا چقدر دوری روی خیالت مانده
درست مثل روزی که عاشق شدی
همه چیز طعم باران می‌‌دهد ...


{ امیر وجود }


یکشنبه 23 آذر 1393

درد بی رنگی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

به بی‌ کسی‌‌های هر کسی‌ سر زدم
یک تو در زندگیش بود
سراغ بی‌ کسی‌‌های خودم را که گرفتم
درد بی‌ رنگی‌ بود و هیچ نبود
اشک بود و آسمان بود و
دردی که هیچ کس نفهمید
جز خودم ........
" امیر وجود "

 


یکشنبه 16 آذر 1393

بعضی ها

   نوشته شده توسط: سپیدپر    


بعضى ها آنقدر به دیگران وفادارند،

كه به خودشان خیانت مى كنند.

- گابریل گارسیا ماركز


چهارشنبه 5 آذر 1393

تبعید

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

دشوارترین شکنجه این بود که ما

یک یک به درون خویش

تبعید شدیم...


- محمدرضا شفیعی کدکنی


یکشنبه 2 آذر 1393

بازم بارون غریبه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

نمیدونم 

اینروزا من از روزگار میگذرم 
یا روزگار از من
هر چی هست سخت میگذره 
خیلی سخت
انتظار و انتظار 
اینجا بارون غریبه بارید 
خیلیم بارید 
هنوز باهم آشنا نشدیم
خوب بارونی بود 
اما غریبه س 
خیلیم غریبه

سپیدپر


جمعه 30 آبان 1393

زیر بارون

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

ی جایی از روزگار 

جوونیمو زیر بارون جا گذاشتم

ب امید ......

سپیدپر


چهارشنبه 28 آبان 1393

سایت محترم رنگریز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

سایت محترم رنگریز
از این همه دعوت عضویت شما سپاس
چندین بار اومدم کامنت بذارم ک لطفا دعوت نکنین
متاسفانه فقط باید عضو شد تا بشه کامنت گذاشت
من اهل هیچ شبکه و گروهو اینا نیستم 
و تمایل عضویت هیچ گروه رو ندارم
شماهم جون مادرتون دیگه اصرار نکنین 
تشکر 
سپیدپر


چهارشنبه 21 آبان 1393

گاهی

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

بیا گاهی به خودت دروغ بگو، 
چند دروغ ساده، 
مثل من خوبم، 
آرامم، 
خوشحالم...
بیا گاهی اشتباه کن اشتباه بنویس، خواهر،خواستن،خواهش را بدون " واو " بنویس، ترس را با هر " ط/ت " که دوست داشتی، بنویس و ببین که آب از آب تکان نمی خورد،
که زندگی راه خودش را می رود،
که چرخ زندگی با اشتباه تو نمی ایستد...
اصلا بیا گاهی خودت را به کوچه علی چپ بزن توی کوچه علی چپ قدم بزن, راه برو, سوت بزن, نگو یکبار باختم تعطیل،
دیگر بازی نمیکنم،
زندگی با این باختن ها، این افتادن ها، زمین خوردن هاست که زندگی می شود،
خطر کن بی پروا، 
سر چیزهای بزرگ زندگی،
کارت،
اعتبارت،
جانت حتی، اینهمه احتیاط که چه؟ که خط نیفتد روی شیشه ی دلت؟؟؟...
بیا یکبار بی هدف، 
بی نقشه، 
بی قطب نما راه بیفت، 
بی توشه حتی، 
برو ، بباز، نرس، نترس، بازی کن، آنقدر تا چیزی برای باختن نماند،
تا از دست دادن عادت شود و باختن پالایش روح...
باور کن زمین خوردن جزیی از زندگیست,
بازی کن...
که با این بازی کردنها بزرگ میشوی، قد می کشی و لذت میبری.

زندگی کن با لذت!!!"


دوشنبه 19 آبان 1393

حسابشون بمونه با خدا

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

از آدم هایی ک روراست نیستن بدم میاد
همونایی ک ظاهرشون یجوره
اما باطنن یجور دیگن
از همونایی ک دم از دوستی و صفا میزنن
و تا بخوای زیر آب تو میزنن
خدا میدونه نه بد کسی رو خواستم 
نه به کسی بد کردم 

اما.....
عیب نداره بماند
چ دنیای واقعی چ دنیای مجازی 
کم ندیدم !!!
براشون بازم آرزوی موفقیت میکنم 
حسابشون بمونه با خود خدا



پ ن : جریانش از  پارساله و من خوشبین تازه فهمیدم!!!
جالب بود این همه ریا تو دنیای مجازی!!!
آخرش ک چی اینجا همه غریبه همه از جاهای مختلف!!
دیوار کوتاهتر از وبم و خودم نبود????
خسته نباشین 
البته روی سخنم با دو دوست عزیزیه!!!! ک خودشون میدونن
جسارتی بدیگر دوستان نیست



سپیدپر


یکشنبه 18 آبان 1393

غم انگیز

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

غم انگیز است پاییز 


و غم انگیزتر وقتی تو باشی 


و من برگها را با خیالت تنها قدم بزنم

.





یکشنبه 18 آبان 1393

گفت

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

گفت من هستم
گفت مثل کوه پشتتم
گفت مراقبتم
گفت 
اما
فقط گفت
من موندمو حرف و عمل
بهمین سادگی 
بازی کلمات شروع شد !!!
کلماتی ک هیچ وقت عملی نشد
!!!!


اینم بماند


سپیدپر


شنبه 17 آبان 1393

معجزه

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

خدایا 
ی معجزه لطفا
ب باورم شک کردم
خودت دریاب
جز تو کسی پشتم نیست
منو تنها نذار

سپیدپر


پنجشنبه 15 آبان 1393

مهربانو و مهربان

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

متن زیبایی بود حیفم اومد دوستای خوبم رو سهیم نکنم
تقدیم ب همه مهربانو و مهربان های دنیای مجازی و واقعی

سپیدپر


"در ایران باستان بجای کلمات خانم و اقا که ریشه مغولی دارند
 اجداد خوش سلیقه ما به زن مهربانو می‌گفتند 
یعنی کسی که مهر خلق میکند
 و به مرد مهربان می‌گفتند به معنای نگهبان مهر .....
همدیگر رو با این کلمات پرمعنا صدا بزنیم ..
."مهربانو " همسر ، مادر، دختر، خواهر، دوست،
 "مهربان" همسر، پدر، پسر، برادر، دوست....
حال تو چه مهربانویی یا مهربان ،
 این رسالت زیبای مهرورزی را در کلمات جاری کن
 تا ریشه عشق سیراب شود ....."


پنجشنبه 15 آبان 1393

بارون برف تگرگ

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

دل آشوب ک باشی
نه خوابت میبره نه میل خوردن داری
کلا همه جوره درهمی
حواست پرته وانگار هستی اما نیستی
مثل این روزای من
تصمیم گرفتم بنویسم 
از حرفای نگفته 

دیروز صبح خیلی زود زود رفتم تهران
تجریش
قرار همیشگی
آخرین بار ی افطار خداحافظی اومده بودم
یبارم ی نذر بود نذری مهم ک فقط اومدم پخش کردم و رفتم
اما دیروز
وقت داشتم 
بغض داشتم
بارون میبارید برف میومد 
تگرگم بود 
من فقط پیاده رفتم امامزاده نرفتم گرو نگهداشتم هفته دیگه
فقط پیاده رفتم همراه بارون و برف و تگرگ
خیس خالی شدم 
چقد بارون آشنا دلچسب بود 
چقد دلتنگ بودم
بارون آشنا با بارون شهر غریب خیلی فرق داشت

امیدوارم هفته دیگه ک میرم بارون بباره 
و من .......

بارون سبکم کرد و امر بسکوت 
ک نگم ک ننویسم
سکوت 

پ ن :  و تو در تمام لحظات کنارم بودی میفهمی کنارم ,
جای تموم نبودنهات ......

سپیدپر


سه شنبه 13 آبان 1393

شاید

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

برای نوشتن نگفته ها 

باید شروعی,زمینه ای,.....

شاید باید بنویسم 

شاید 

ب نوشتنی طوفانی فک میکنم 

شاید نوشتم تا ......


سپیدپر


سه شنبه 13 آبان 1393

چه آسان

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

چه آسان میتوان از یادها رفت

!!!!


یکشنبه 11 آبان 1393

خدای احساس

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

خدای احساس 

حضرت عباس 

دریاب

ایام تسلیت

سپیدپر


یکشنبه 11 آبان 1393

باید......

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

باید باور کنیم
"تنهایی"
تلـخ‌ترین بلایِ بودن نیست،
چیزهای بـدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای
که در خـلـوتِ خـانه، پـیر می‌شوی...
و سال‌هایی
که ثانیه به ثانیه از سَر گذشته است.
تازه،
تازه پِی می‌بریم
که تنهایی، تلخ‌ترین بلایِ بودن نیست،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن!
دیر آمدن!

چارلز بوکفسکی


شنبه 10 آبان 1393

آسمون دلگیر

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

آسمون دلگیر غریبه  
ببار
همراهیت میکنم 
بالاخره میگذره
سپیدپر



پ ن : ممنون ک باریدی 


سه شنبه 6 آبان 1393

دلم ک میگیره

   نوشته شده توسط: سپیدپر    نوع مطلب :دلنوشته ،

وقتی دلم میگرفت
دعای بارون زمزمه میکردم
بارون ک میبارید 
زیر بارون قدم میزدم 
آروم میشدم
سبک میشدم
حتی...حتی اگه
زبر بارونم نمیشد 
تو خونه 
صدای بارون ,بوی بارون
آرومم میکرد
اما ...اما حالا دلم ک میگیره
بارونم ک میباره 
دق میکنم
از غربت , از دوری
از انتظار
از بغض

سپیدپر


پ ن : ایستملی ممنون 
حس میکردم  معنیش قشنگه


یکشنبه 4 آبان 1393

بیا تا برویم

   نوشته شده توسط: سپیدپر    

جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم




تعداد کل صفحات: 36 1 2 3 4 5 6 7 ...